مرتضى راوندى

376

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بود . » « 269 » ناگفته نماند ، پس از آنكه شيخ صفى الدين اردبيلى به محضر شيخ زاهد گيلانى راه يافت ، به حدى در نظر پير و استاد خود معزز گرديد كه شيخ زاهد با داشتن فرزندان صالح ، شيخ صفى الدين را به جانشينى خود برگزيد ، و اين مرد عارف و سياستمدار ، چنان كه ديديم ، نه تنها توجه تودهء مردم بلكه نظر عنايت و احترام سلاطين و امراى آن دوران را به خود جلب كرد . شيخ صفى الدين از سر عقل و كياست ، به پيروان خود دستور داد كه طريقت را با احكام شريعت توأم گردانند و در حفظ ظاهر احكام شرع بكوشند تا از تكفير فقهاى ظاهربين در امان باشند . خانقاه صفويه پس از شيخ صفى الدين در دوران زندگانى فرزندش ، شيخ صدر الدين - موسى ، همچنان مورد توجه عامهء مردم و امراى زمان بود . نفوذ معنوى خاندان صفوى از فرمانى كه احمد جلاير به شيخ صدر الدين موسى ( 704 تا 894 ه . ) پسر شيخ صفى الدين اردبيلى ، جد سلاطين صفوى ، نوشته است مىتوان به نفوذ معنوى اين خاندان پى برد . اينك جمله‌اى چند از فرمان مزبور را كه در ذى قعده 773 ه . از تبريز به عنوان حكام و نواب و متصرفان و بيتكچيان ( دبيران و مستوفيان ) اردبيل صادر شده ، در اينجا نقل مىكنيم : « حكام و نواب و متصرفان و بيتكچيان و . . . اردبيل و توابع و نواحى آن بدانند كه همواره اعتقاد و تعلق خاطر دربارهء خاندان و مريدان شيخ الاسلام . . . درجهء كمال دارد . در اين وقت برحسب التماس خاطر مبارك شيخ الاسلام اعظم مشار اليه اين حكم يرليغ ( حكم و فرمان ) نفاذ يافت تا به همهء انواع در ترفيه خاطر مبارك او و مريدان او كوشند . . . چون متوجهات ( ماليات ) املاك و اوقاف زاويهء متبركهء ايشان به موجب نامهء ديوانى بعضى به مسلمى ( معافى ) قديم مقرر است و بعضى از متوجهات كه آن به نام ملازمان حواله رفته حكم يرليغ نفاذ يافته كه جماعت برات‌داران وجه خود به موجب برات ديوانى با فرع از مريدان مشار اليه نستانند و به مواضع نروند و مطالبتى ننمايند تا زحمت رعاياى ايشان نباشد . . . اگر خصومتى و يا قضيهء عرفى واقع شود ، رجوع آن به مريدان ايشان كنند . . . مداخلت نفرمايند . . . به علت فواحش و خماره پيرامون نگردند . امراء و آينده و رونده به خانه‌هاى ايشان و مريدان ايشان نزول نكنند ، هيچ آفريده‌اى به هيچ نوع پيرامون غلات ايشان نگردد و چهارپاى ايشان به اولاغ ( اسب چاپار ) نگيرد - احمد بدار السلطنهء تبريز . » « 270 » اين فرمان كمابيش نفوذ معنوى خاندان صفوى را نشان مىدهد . پس از آنكه صدر الدين موسى درگذشت ، پيشوايى صوفيان به فرزندش خواجه على رسيد . اين مرد همان كسى است كه امير تيمور گوركان به خدمت وى رسيده و از وى همت طلبيده و شيخ خواجه على به دست خود شمشيرى به كمر امير تيمور بسته است . بعد از وفات شيخ ، خواجه على ، شيخ ابراهيم به اردبيل آمد ، و در عصر او خانقاه اردبيل بار ديگر رونقى بسزا

--> ( 269 ) . رحيمزادهء صفوى ، زندگى شاه اسماعيل ، ص 68 ( به اختصار ) . ( 270 ) . مجلهء يادگار ، سال اول ، شمارهء چهارم ، ص 27 به بعد .